تبلیغات
هیئت عزاداران کوی محمدی (پنبه کاران) یزد
 
هیئت عزاداران کوی محمدی یزد
سایر امکانات




    تاریخ شمسی،‌قمری و میلادی


    زیارت عاشورا



    گنجینه احادیث




    پخش زنده اماکن متبرکه





  • هیئت محمدی (پنبه کاران) یزد

  •  

    آن حضرت با پنج تن از خلفاى بنى امیه هشام بن عبدالملك(125-105 ه )، ولید بن یزید (126-125ه)، یزید بن ولید(1267ه)، ابراهیم بن ولید (127ه) و مروان بن محمد ملقب به‏حمار (132-127ه) و دو تن از خلفاى بنى عباس ابوالعباس سفاح(132-136) و ابو جعفر منصور (158-136ه) معاصر بود ...

     

    نام شریفش جعفر، كنیه‏اش ابوعبدالله و ابواسماعیل و لقبهایش‏فاضل، قائم، طاهر، كافل، منجى و مشهورترین آنها صادق بود. درروز جمعه هفدهم ربیع الاول سال‏83 هجرى قمرى هنگام طلوع فجر درمدینه چشم به جهان گشود و در بیست و پنجم شوال سال 148 هجرى‏قمرى در سن شصت و پنج‏سالگى در مدینه چشم از جهان فرو بست ودر كنار پدر و جد ( امام باقر و امام سجاد و عموى جدش امام‏حسن مجتبى علیهم السلام ) در قبرستان بقیع به خاك سپرده شد. پدرش ‏26 ساله بود كه او به دنیا آمد. دوازده سال از عمر شریفش را در كنارجدش امام سجاد (ع) و نوزده سال را در كنار پدرش امام باقر(ع)گذراند. مدت امامت آن گرامى 34 سال بود كه حدود هجده سال آن(132-114ه ) همزمان با حكومت امویان بود و شانزده سال آن(148-132 ه ) همزمان با حكومت عباسیان.


    آن حضرت با پنج تن از خلفاى بنى امیه هشام بن عبدالملك(125-105 ه )، ولید بن یزید (126-125ه)، یزید بن ولید(1267ه)، ابراهیم بن ولید (127ه) و مروان بن محمد ملقب به‏حمار (132-127ه) و دو تن از خلفاى بنى عباس ابوالعباس سفاح(132-136) و ابو جعفر منصور (158-136ه) معاصر بود.
    در مدت امامت آن حضرت در قلمرو اسلام حوادث مهمى روى داد. تنى‏چند از علویان علیه حكومت وقت قیام كردند. زید بن على بن‏الحسین پسر امام سجاد(ع) در سال 121 هجرى علیه هشام بن‏عبدالملك اموى در كوفه قیام كرد و به شهادت رسید. یحیى پسرزید نیز چند سال بعد در خراسان قیام كرد و كشته شد. محمد بن‏عبدالله معروف به نفس زكیه نوه امام حسن مجتبى(ع) نیز در سال‏145 هجرى علیه حكومت عباسى علیه منصور دوانیقى در مدینه‏قیام كرد ولى كارش به جایى نرسید و كشته شد. برادر این محمد،ابراهیم بن عبدالله هم در همان سال در بصره علیه منصور قیام‏كرد و كشته شد. از جمله مهمترین حوادث سیاسى اجتماعى دوران‏امامت امام صادق(ع) انتقال حكومت از امویان به عباسیان بود.
    عباسیان كه از سال 100 هجرى یك نهضت فرهنگى پنهانى را بنیادكرده بودند و علیه امویان در خراسان مخفیانه تبلیغ مى‏كردندسرانجام در سال‏129 هجرى به یك قیام نظامى به رهبرى ابومسلم‏خراسانى دست زدند و در سال 132 هجرى ابوالعباس سفاح را دركوفه به خلافت رساندند و در همان سال مروان حمار آخرین خلیفه‏اموى در مصر به دست‏سپاه خراسان كشته شد.
    در دوره امامت امام صادق(ع) مسلمانان بیش از پیش به علم ودانش روى آوردند و در بیشتر شهرهاى قلمرو اسلام بویژه درمدینه، مكه، كوفه، بصره و... مجالس درس و مناظره‏هاى علمى دایرو از رونق خاصى بر خور دار گردید. در این مدت و با استفاده ازفرصت‏به دست آمده امام صادق(ع) توانست علوم و معارف اهل بیت‏را بیان كرده در همه‏جا منتشر كند. سفرهاى اجبارى و اختیارى‏امام به عراق و به شهرهاى حیره، هاشمیه و كوفه و مدتى اقامت‏در كوفه و برخورد با اربابان دیگر مذاهب فقهى و كلامى نقش‏بسزایى در معرفى علوم اهل بیت و گسترش آن در جامعه داشت. دراین شهرها مدینه، كوفه، حیره، هاشمیه و مكه در ایام حج‏گروههاى مختلف براى فراگیرى دانش نزد آن حضرت مى‏آمدند و ازدریاى دانش او بهره مى‏بردند. بزرگان اهل سنت چون مالك بن انس،ابوحنیفه، سفیان ثورى، سفیان بن‏عیینه، ابن جریح، روح ابن قاسم‏و... ریزه خوار خوان دانش بیكران او بودند. آن اندازه كه‏دانشمندان و راویان از او حرف و حدیث نقل كرده و از دانش وى‏بهره برده‏اند از هیچ یك از دیگر ائمه و دیگر خاندان اهل بیت،آن اندازه نقل نكرده‏اند. هیچ محدث و فقیهى به اندازه آن حضرت‏مساله پاسخ نگفته است. بر خورد وى با گروههاى مختلف مردم سبب‏شد كه آوازه شهرتش در دانش و بینش دینى، علم و تقوى، سخاوت وجود و كرم و... در تمام قلمرو اسلام طنین انداز شود و مردم ازهر سو براى استفاده از دانش بیكران وى رو سوى او كنند.
    دانشمندان علم حدیث‏شمار كسانى را كه مورد اعتماد بوده‏اندراویان ثقه و از آن حضرت حدیث نقل كرده‏اند تا چهار هزار نفررا نوشته‏اند.
    ظاهرا نخستین‏بار ابن عقده این شمارش را انجام داده است. (نك‏مناقب، 4/369 دارالاضواء) شیخ طوسى در كتاب رجال خود سه هزار ودویست و سى و چهارتن از این راویان از جمله دوازده زن را نام‏برده است. (نك: رجال طوسى، اصحاب الصادق(ع‏» در این دوره علوم‏و فلسفه ایرانى، هندى و یونانى به حوزه اسلامى راه یافت وبازار ترجمه علوم گوناگون از زبانهاى مختلف به زبان عربى گرم‏و پررونق گردید. همچنین مكتبهاى كلامى و فرقه‏هاى مذهبى و فقهى‏در این عصر پایه گذارى شد. مناظرات امام صادق(ع) با اربابان‏دانشهاى گوناگون چون پزشكان، فقیهان، منجمان، متكلمان، صوفیان‏و... بویژه مناظرات وى با ابوحنیفه مشهور و در منابع شیعه وسنى ثبت است. (نك مناقب: 4/305-233، كشف الغمه: 2/430-367) به‏عنوان مثال چگونگى گردش خون در بدن و وظائف گلبولها را امام‏صادق(ع) دست كم هزار سال پیش از دانشمندان غربى بیان كرده‏است. (بنگرید: توحید مفضل).
    شمایل
    بیشتر شمایل آن حضرت مثل پدرش امام باقر(ع) بود. جز آنكه كمى‏باریكتر و بلندتر بود. مردى بود میانه بالا، افروخته روى،پیچیده موى و پیوسته صورتش چون آفتاب مى درخشید. در جوانى‏موهاى سرش سیاه بود. بینى‏اش كشیده و وسط آن اندكى بر آمده بودو برگونه راستش خال سیاهى داشت. محاسن آن جناب نه زیاد پرپشت‏و نه زیاد تنك بود. دندانهایش درشت و سفید بود و میان دودندان پیشین آن گرامى فاصله داشت. بسیار لبخند مى‏زد و چون نام‏پیامبر برده مى‏شد رنگ رخسارش زرد و سبز مى‏شد. در پیرى سفیدى‏موى سرش بر وقار و هیبتش افزوده بود.
    آراستگى ظاهر
    بسیار با ابهت‏بود. چندانكه چون دانشمندان زمانش به قصدپیروزى بر او براى مناظره‏هاى علمى به دیدارش مى رفتند، بادیدن او زبانشان بند مى‏آمد. همواره با وقار و متین راه مى‏رفت‏و به هنگام راه رفتن عصا در دست مى‏گرفت. ظاهرش همیشه مرتب ولباسش اندازه بود. به وضع ظاهر خود بسیار اهمیت مى داد. موهاى‏سر و صورتش را هر روز شانه مى‏زد. عطر به كار مى برد و گل‏مى‏بوئید. انگشترى نقره بانگین عقیق در دست مى‏كرد و نگین عقیق‏بسیار دوست مى‏داشت. هنگام نشستن گاه چهار زانو مى‏نشست و گاه‏پاى راست را بر ران چپ مى‏نهاد. در اتاقش نزدیك در و رو به‏قبله مى‏نشست. لباسهایش را خود تا مى‏كرد. گاه بر تخت مى‏خوابیدو گاه بر زمین. چون از حمام بیرون مى‏آمد لباس تازه و پاكیزه‏مى‏پوشیدو عمامه مى‏گذاشت.
    لباس پوشیدن
    در لباس پوشیدن هم ظاهر را حفظ مى‏كرد و هم توانایى مالى را ومى‏فرمود: «بهترین لباس در هر زمان، لباس معمول مردم همان‏زمان است.» هم لباس نو مى‏پوشید و هم لباس وصله‏دار. هم لباس‏گران قیمت مى‏پوشید و هم لباس كم بها و مى‏فرمود: «اگر كهنه‏نباشد، نو هم نیست.» لباس كم بها و زبر را زیر و لباس نرم وگران قیمت را روى آن مى‏پوشید و چون «سفیان ثورى‏» زاهد به وى‏اعتراض كرد كه «پدرت على (ع) لباسى چنین و گرانبهانمى‏پوشید» فرمود: «زمان على (ع) زمان فقر و ندارى بود واكنون همه چیز فراوان است. پوشیدن آن لباس در این زمان لباس‏شهرت است و حرام خداوند زیبا است و زیبایى را دوست دارد و چون‏به بنده‏اش نعمتى مى‏دهد، دوست دارد بنده‏ا ش آن را آشكار كند.
    سپس آستین را بالا زد و لباس زیر را كه زبر و خشن بود، نشان‏داد و فرمود: «لباس زبر و خشن را براى خدا پوشیده‏ام و لباس‏روئین را كه نو و گرانبها است‏براى شما.» هنگام احرام وانجام فریضه حج‏برد سبز مى‏پوشید و به گاه نماز پیراهن زبر وخشن و پشمین. لباس سفید را بسیار دوست داشت و چون به دیدن‏دیگران مى‏رفت آن را برتن مى‏كرد. نعلین زرد مى‏پوشید و به كفش‏زرد رنگ و سفید علاقه‏مند بود.
    غذا خوردن
    به هنگام غذا خوردن چهار زانو مى‏نشست و گاهى هم بر دست چپ‏تكیه مى‏كرد و غذا مى‏خورد. رعایت‏بهداشت را بویژه به هنگام غذاخوردن بسیار مهم مى‏شمرد. همواره هم پیش از غذا خوردن دستانش‏را مى‏شست و هم بعد از غذا، با این تفاوت كه پیش از غذا دستانش‏را بعد از شستن، با چیزى چون حوله خشك نمى‏كرد ولى پس از غذاآنها را مى‏شست و خشك مى‏كرد. اگر هنگام غذا خوردن دستانش تمیزبود آنها را نمى شست. همیشه غذا را با گفتن «بسم الله‏» شروع‏مى‏كرد و با جمله «الحمدالله‏» به پایان مى‏برد. نیز غذا را بانمك آغاز و با سركه تمام مى‏كرد. به هنگام خوردن غذا«الحمدلله‏» بسیار مى‏گفت و نعمتهاى خدا را سپاس مى‏گفت. غذارا داغ نمى‏خورد بلكه صبر مى‏كرد تا معتدل شود، میل مى‏كرد. به‏وقت‏خوردن از آن قسمت ظرف كه مقابلش بود غذا مى‏خورد. هیچگاه‏در حال راه رفتن غذا نمى‏خورد. و هیچ وقت‏شام نخورده‏نمى‏خوابید. همواره به اندازه غذا مى‏خورد و از پرخورى پرهیزمى‏كرد. بعد از غذا خوردن خلال مى‏كرد.
    عبادت
    امام صادق(ع) از اعاظم عباد و اكابر زهاد بود. از سه حال خارج‏نبود: یا روزه داشت، یا نماز مى‏خواند و یا ذكر مى‏گفت. چون‏روزه مى‏گرفت‏بوى خوش به كار مى‏برد و بعد از ماه رمضان بى‏درنگ‏زكات فطره روزه خود، خانواده و خدمتكارانش را مى‏پرداخت.
    شبهاى قدر را اگرچه مریض بود تا صبح در مسجد به نیایش وعبادت مى‏گذراند. چون نیمه شب براى خواندن نماز شب بر مى‏خاست‏با صداى بلند ذكر مى‏گفت و دعا مى‏خواند تا اهل خانه بشنوند وهركس بخواهد براى عبادت برخیزد. هنگامى كه ماموران حكومت‏براى دستگیرى وى شبانه از دیوار منزلش وارد مى‏شدند، او را درحال راز و نیاز با تواناى بى‏همتا یافتند. آن گرامى ذكر ركوع وسجود را بسیار تكرار مى‏كرد.
    امام صادق(ع) خداوند را همه جا حاضر و او را بر اعمال خودناظر مى‏دانست. از این رو به‏گاه نیایش مجذوب خداوند مى‏شد. مالك‏بن انس مى‏گوید: «با امام صادق بر او درود خداى باد حج‏گزاردم، به هنگام تلبیه هرچه مى‏كوشید تا لبیك بگوید، صدایش درگلو مى‏ماند و چنان حالتى به او دست مى‏داد كه نزدیك بود ازمركبش به زیر افتد. گفتم: چاره‏اى نیست‏باید لبیك گفت. فرمود:
    چگونه جرات كنم لبیك بگویم، مى‏ترسم خداوند بگوید: «نه‏لبیك‏» چون زبان به لبیك مى‏گشود، آن قدر آن را تكرار مى‏كرد كه‏نفسش بند مى‏آمد. قرآن را بسیار بزرگ مى‏داشت و آن را در چهارده‏بخش قرائت مى‏فرمود.
    برنامه زندگى
    كار
    امام صادق(ع) در زندگى برنامه‏اى منظم داشت و هركارى را به‏موقع انجام مى‏داد; چنانكه خود فرمود: «بى حیا بى ایمان است وبى برنامه بى چیز» مجلس درس و بحث و مناظره‏ها و مذاكرات علمى‏با شاگردان، یاران و سران مذاهب دیگر وقت معینى داشت وپرداختن به امور زندگى و كار در مزرعه و باغ نیز وقت‏خاص خودش‏را.
    آن حضرت یاران و پیروان خود را به كسب مال حلال تشویق مى‏كرد واز آنان مى‏خواست كه در كار خود كوشا باشند و از هرگونه تنبلى‏و كسالت دورى كنند. كار كردن و تجارت را موجب عزت و سربلندى‏انسان مى‏دانست و مى‏فرمود: «صبح زود براى به دست آوردن عزت‏خود بروید.» ولى تاكید مى‏كرد كه تجارت باید سالم باشد و كسب‏در آمد از راههاى درست و مشروع باشد.
    آن گرامى هرگونه كوشش و تلاش را براى توسعه زندگى خود وخانواده، حج و زیارت رفتن، صدقه دادن و صله رحم كردن را تلاش‏براى آخرت مى‏دانست نه دنیا. تنها به كار و كوشش سفارش نمى‏كرد،بلكه خود نیز كار مى‏كرد و در روزهاى بسیار گرم تابستان، عرق‏ریزان در مزرعه و باغ خود كار مى‏كرد. باغش را بیل مى‏زد وآبیارى مى‏كرد. یكى از یارانش مى‏گوید: «آن حضرت را در باغش‏دیدم، پیراهنى تنگ، زبر و خشن در برو بیل در دست‏باغ راآبیارى مى‏كرد و عرق از سرو صورتش سرازیر بود. گفتم: «اجازه‏بفرمایید من كار را انجام دهم.» فرمود: «من كسى را دارم كه‏این كارها را انجام دهد، ولى دوست دارم كه مرد در راه به دست‏آوردن روزى حلال از گرمى آفتاب آزار ببیند و خداوند ببیند كه‏من در پى روزى حلال هستم. » یكى از یارانش كه آن حضرت را در یك‏روز بسیا گرم تابستان دید كه كار مى‏كند، معترضانه گفت:
    «فدایت‏شوم، شما با مقام والایى كه نزد خداوند دارى وخویشاوندى نزدیكى كه با پیغمبر دارى، در چنین روزى، این گونه‏سخت كار مى‏كنى؟» امام(ع) پاسخ داد: «در طلب روزى حلال بیرون‏آمدم تا از چون تویى بى‏نیاز شوم.» امام صادق(ع) هم خود كارمى‏كرد و هم غلامان و خدمتكاران خود را به كار وا مى‏داشت و هم‏كارگران روز مزد را به كار مى‏گرفت. هر وقت كارگرى را به كارمى‏گرفت پیش از خشك شدن عرقش مزدش را مى‏پرداخت. هنگام برداشت‏خرما هم در جمع‏آورى آن كمك مى‏كرد و هم در وزن كردن آن. و هم‏به هنگام فروش و تقسیم بر فقرا و نیازمندان.
    تجارت
    امام صادق(ع) نه تنها پیروان و یارانش را به كارهاى درست وتجارت صحیح تشویق مى‏كرد بلكه خود نیز گاهى به تجارت مى‏پرداخت.اما نه به دست‏خویش. بلكه سرمایه‏اش را در اختیار كارگزاران وافراد مطمئن قرار مى‏داد تا با آن تجارت كنند. چون مى‏شنید كه‏سودى برده و روزى به او رسیده شادمان مى‏شد. با این حال برتجارت سالم بسیار تاكید داشت و هنگامى كه كارپرداز وى مصادف‏كه با سرمایه وى به تجارت مصر رفته بود، با سودى كلان باز گشت‏فرمود: «این سود خیلى زیاد است‏با كالاها چه كردید كه چنین‏سود هنگفتى به دست آوردید؟» مصادف پاسخ داد: «چون به مصرنزدیك شدیم از كاروانهاى كه از مصر مى‏آمدند از وضع كالاى خویش‏پرسیدیم. دانستیم كه این كالا مورد نیاز مردم مصر است و دربازار آنجا بسیار نایاب است. از این رو با هم پیمان بستیم كه‏كالایمان را جز در برابر هریك دینار سرمایه یك دینار سود، كمترنفروشیم، این بود كه سود زیادى بردیم.»
    امام(ع) فرمود:«سبحان الله، علیه مسلمانان هم پیمان مى‏شوید كه كالایتان راجز در برابر هر دینار سرمایه یك دینار سود كمتر نفروشید!»سپس اصل سرمایه‏اش را برداشت و فرمود: «من را به این سودنیازى نیست. اى مصادف، چكاچك شمشیرها از كسب روزى حلال آسان‏تراست.» چون امام(ع) این گونه سود بردن را اجحاف در حق‏مسلمانان مى‏دانست‏به كارگزار خود اعتراض كرد و از آن سود چیزى‏بر نگرفت.

    وجود مقدس امام صادق(علیه‎السلام) در سفارش‏های خود به عبدالله بن جندب پس از هشدارشیعیان به دام‏های شیطان، ویژگی‏های برجسته دوستان حقیقی خود رابر می‏شمرد و سپس خصلت‏های دیگر شیعیان را بیان می‏کند. دو ویژگی‏ممتاز شیعیان از نگاه امام صادق(علیه‎السلام) عبارت است از: ...


    1- آخرت
    «لقد جلت الاخره فی اعینهم حتی ما یریدون بها بدلا... و انماکانت الدنیا عندهم بمنزله الشجاع الارقم و العدو الاعجم‏»؛ آخرت ‏در نگاه آنها بسیار بزرگ است، به اندازه‏ای که چیزی را با آن ‏عوض نمی‏کنند... و دنیا نزد آن‏ها همانند مارگزنده و دشمن بی‏زبان‏است.
    پیروان حقیقی و دوستان واقعی خاندان نبوت علیهم السلام به چیزی ‏جز آخرت نمی‏اندیشند و تمام کردارها و رفتارهای خود را با نگاه‏ به آخرت می‏سنجند. دنیا در نظر مؤمن وسیله‏ای است ‏برای رسیدن به‏هدفی بزرگ که همان زندگی جاودان آخرت است. دوستان حقیقی اهل‏بیت‏علیهم السلام از مواهب دنیوی بهره می‏برند، اما هرگز زندگی‏جاودان را با زندگی گذرای دنیا عوض نمی‏کنند.
    2- انس با خدا
    «انسوا بالله واستوحشوا مما به استاءنس المترفون‏»؛ آن‏ها باخدا انس گرفته‏اند و از آن‏چه که مال اندوزان به آن انس‏گرفته‏اند، در هراسند.
    مومنان از نعمت‏های الهی بهره می‏برند اما به آن‏ها وابسته‏نمی‏شوند. وابستگی به مال دنیا موجب بندگی انسان در برابرمادیات خواهد شد. زراندوزان هماره به ثروت خود وابسته‏اند.شیعیان واقعی با یاد خدا آرامش می‏یابند نیستند.
    حضرت صادق(علیه‎السلام) پس از برشمردن این دو ویژگی مهم، فرمود: «اولئک‏اولیائی حقا بهم تکشف کل فتنه و ترفع کل بلیه‏»; آن‏ها دوستان‏حقیقی من هستند. به وسیله آن‏ها فتنه شکست می‏خورد و هرگرفتاری‏هابر طرف می‏شود.
    حسابرسی خود «حق علی کل مسلم یعرفنا ان یعرف علمه فی کل یوم ولیله علی‏نفسه فیکون محاسب نفسه فان رای حسنه استزاد منها و ان رای‏سیئه استغفر منها، لئلایخزی یوم القیمه‏»; بر هرمسلمانی که مارا می‏شناسد، سزاوار است که کردارش را در هر شبانه روز بر خودعرضه دارد و به محاسبه آن‏ها بپردازد، تا اگر کار نیکی در آن‏هادید، برآن‏ها بیفزاید و اگر کردار بدی در اعمال خود مشاهده کرد،از آن‏ها توبه کند، تا دچار ذلت و خواری روز قیامت نگردد.

    سخاوت
    «یابن جندب! ان شیعتنا یعرفون بخصال شتی: بالسخاء و البذل‏للاخوان‏»; ای پسر جندب! همانا شیعیان ما به چند خصلت ‏شناخته ‏می‏شوند: به سخاوت و بخشش به برادران.

    خواندن پنجاه رکعت نماز و رعایت وقت نماز
    «وبان یصلوا الخمسین لیلا و نهارا... و یحافظون علی‏الزوال‏»؛ شیعیان ما در شبانه روز پنجاه رکعت نماز می‏خوانند و توجه به‏وقت نماز ظهر (خواندن نماز اول وقت) دارند.

    دوری از پرخاش و داد و فریاد
    «لایهرون هریرالکلب‏»؛ شیعیان ما همانند سگ وزوزه نمی‏کشند.
    دوری از طمع «ولایطمعون طمع الغراب‏»؛ شیعیان ما همانند کلاغ طماع و حریص ‏نیستند.

    دوری از دشمنان
    «و لایجاورون لنا عدوا و لا یساءلون لنا مبغضا ولو ماتوا جوعا»؛ شیعیان ما با دشمنان همسایگی نمی‏کنند و اگر از گرسنگی بمیرند،چیزی از آن‏ها نمی‏خواهند. 

    دقت در خوراک
    «شیعتنا لایاکلون الجری... و لا یشربون مسکرا»؛ شیعیان ما مارماهی نمی‏خورند... و شراب نمی‏نوشند.

    برگزیده‏ای از سایر سفارش‏ها
    آثار استقامت«یابن جندب لو ان شیعتنا استقاموا لصافحتهم الملائکه و لاظلهم‏الغمام و لاشرقوا نهارا و لا کلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم ولما ساءلوا الله الا اعطاهم‏».
    اگر شیعیان ما استقامت کنند، فرشتگان دست در دست آن‏ها می‏گذارند، ابرهای سفید(رحمت) برآن‏ها سایه می‏افکند، چون روزدرخشنده و تابناک می‏شوند، از زمین و آسمان روزی می‏خورند و آنچه‏از خدا بخواهند، خداوند به آن‏ها عطا می‏کند.

    شیوه برخورد با گناهکاران
    1- گفتن خوبی‏ها و پرهیز از سخن ناروا
    «یابن جندب لاتقل فی‏المذنبین من اهل دعوتکم الا خیرا»; ای پسرجندب! به گناهکاران از همکیشان خود جز خوبی و نیکویی چیزی مگو.
    در برخورد با گناهکاران باید با سخنان نیکو و گفتن خوبی‏های‏آنان، امید مرده در آن‏ها را زنده کرد و از خشونت، گفتار ناروا و بازگو نمودن لغزش‏های آن‏ها پرهیز کرد; زیرا چنین برخوردهایی‏مجرمان را از پیمودن راه درست ناامید و نسبت‏به دین و آموزه‏های‏آن گریزان می‏سازد.
    2- در خواست توفیق برای گناهکاران
    «واستکینوا الی الله فی توفیقهم‏»؛ توفیق آن‏ها را خاضعانه ازخداوند بخواهید.
    3- در خواست توبه برای گناهکاران
    توبه از حالات سازنده انسان است که انجام دهنده آن محبوب خداونداست:
    «ان الله یحب التوابین‏»؛ خداوند کسانی که بسیار توبه می‏کنند را دوست دارد. (1)
    توبه روشی است که امام صادق(علیه‎السلام) برای پاکسازی گناهکار توصیه‏کرده است. شیعیان واقعی باید از خدا بخواهند که گناهکاران ازکردار ناشایست‏خود پشیمان شوند و به سوی خدا بازگردند، زیراخداوند بسیار توبه‏پذیر و بخشنده است; «انا الله هو التواب‏الرحیم‏» (2)

    راه بهشتی شدن
    حضرت امام جعفر صادق(علیه‎السلام) سه راه را فراروی جویندگان بهشت قرارداده است:
    1- پیروی از ائمه علیهم السلام .
    2- برائت از دشمنان.
    3- سخن گفتن آگاهانه و سکوت هنگام نا آگاهی.
    «فکل من قصدنا و تولانا و لم یوال عدونا و قال ما یعلم و سکت‏ عما لایعلم او اشکل علیه فهو فی‏الجنه‏»؛ 
    هر کس جویا و پیرو ما باشد و از دشمنان ما پیروی نکند و چیزی‏که می‏داند، بگوید و از آن‏چه که نمی‏داند، یا بر او مشکل (مشتبه) است، سکوت کند، در بهشت است.

    ارزش سکوت
    «علیک بالصمت، تعد حلیما، جاهلا کنت او عالما، فان الصمت زین‏لک عندالعلماء و سترلک عندالجهال.»
    عالم باشی یا جاهل، خاموشی را برگزین تا بردبار به شمار آیی؛ زیرا خاموشی نزد دانایان زینت و در پیش نادانان پوشش است.

    دوری جستن از عقاید منحرف
    خطر بدعت‏ها، گرایش‏های منحرف و قرائت‏های ناصواب از دین، همیشه‏متوجه جوامع شیعی بوده است.
    «یابن جندب! بلغ معاشر شیعتنا و قل لهم: لاتذهبن بکم‏المذاهب‏»; ای پسر جندب! به شیعیان ما بگو; مبادا را عقاید منحرف، شما را از مذهب خودتان بیرون برد.
    نشانه‏های ناتوانی «قد عجز من لم یعد لکل بلاء صبرا و لکل نعمه شکرا و لکل عسر یسرا»؛
    ناتوان است کسی که برای هر بلایی صبری، برای هر نعمتی‏شکری و برای هر سختی آسانی آماده نکند.

    کردارهای برتر
    «یابن جندب! صل من قطعک، واعط من حرمک، و احسن الی من اساءالیک، و سلم علی من سبک، و انصف من خاصمک، واعف عمن ظلمک، کماانک تحب ان یعفی عنک، فاعتبر بعفوالله عنک، الاتری ان شمسه ‏اشرقت علی الابرار و الفجار و ان مطره ینزل علی الصالحین والخاطئین.»
    ای پسر جندب! با کسی که از تو بریده، وصل کن; به کسی که چیزی‏به تو نداده، چیز بده؛ باکسی که به تو بدی کرده، خوبی کن؛ به ‏کسی که به تو دشنام داده، سلام کن; باکسی که با تو دشمنی کرده،انصاف داشته باش و از کسی که به تو ظلم کرده، در گذر، همچنان‏که دوست داری از تو در گذرند. پس از گذشت‏خداوند از خودت عبرت‏بگیر. آیا نمی‏بینی خورشید خداوند برخوبان و بدان می‏تابد وبارانش بر صالحان و مجرمان نازل می‏شود؟
    اساس اسلام آخرین جمله از سفارش‏های امام صادق(علیه‎السلام) به ابن جندب درباره اهمیت ‏و ارزش محبت اهل‏بیت علیهم السلام است.
    «لکل شیی‏ء اساس و اساس الاسلام حبنا اهل‏البیت‏»؛ هرچیزی راپایه‏ای است و پایه اسلام، محبت ما، اهل بیت علیهم السلام است.
    _______________________________________
    1- بقره، آیه 222.
    2- توبه، آیه 118.



    امام صادق،





    درباره سایت
    نازم حسین را

    که چو در خون خود تپید

    زیباترین حماسه عالم بیافرید

    «دیوانگان حسین»
    امکانات جانبی
    دانشنامه عاشورا





    ذكر ایام هفته



    ذکر کاشف الکرب






    دعای فرج




    اوقات شرعی









    Online User
    IranSkin go Up